طرفداران هنر دوبلـــــــه و انیمیشن
در رابطه با موضوع دوبله و هنر و بعضی وقت ها هم چیزهایی دیگر
تو این پست میخوام به دو تا از انیمیشن های سینمایی امسال که از سریال های تلویزیونی وارد سالن های سینما شدن یعنی "spongebob squarepants,sponge out of water"    و  "shaun the sheep movie" بپردازم.
SB-2 poster.jpg           vs       Shaun the Sheep MoviePoster.jpg

هردوِ این انیمیشنا سریال های محبوب و موفقی بودن اما آیا سینمایی هاشونم به خوبی سریالاشون بوده؟بیایید با هم جواب را بیابیم(شبیه تبلیغای تلویزیونی شد)

اگه به داستان نگاه کنیم باب اسفنجی چیز زیادی برای عرضه کردن نداره،حداقل من که مفهوم و پیام به درد بخوری توی این فیلم ندیدم،توی سریال باب اسفنجی هم همین قضیه وجود داره ولی توی یه اپیزوده ده دقیقه ای کسی دنبال پیام آموزنده و این حرفا نیست ولی وقتی صحبت از سینمایی میشه انتظارا متفاوته و فقط دیوونه بازی های پاتریک وکارای احمقانه باب اسفنجی کافی نیستن،هرچند که همین دیوونه بازیاس که سریال باب اسفنجی رو تا این حد محبوب کرده.
فکر میکنم چیزی که اولویت اول سازنده ها توی این فیلم بوده سه بعدی سازیِ شخصیت ها توی فیلم بوده و فکر میکردن با این کار فروششون تضمینه که همینطور هم بود،بالاخره خیلیا دیوونه باب اسفنجین و اگه باب اسفنجی سه بعدی ساخته بشه اگه اونا نبینن انگار نصف عمرشون به فنا رفته.من خودم یکی از اونام
.

داستان "shaun the sheep" یا همون بره ناقلا داستان ساده اما قابل توجهیه.اول فیلم ما میبینیم که شان و بقیه گوسفندا هر روز صبح بیدار میشن ،میچرن ،سرشماری میشن و دوباره میرن میخوابن و دوباره این کارا تکرار میشه .این روزمرگی و روتین بودن زندگی اونها رو خسته میکنه و تصمیم میگیرن یکم خوش بگذرونن و به زندگیشون هیجان بدن که یکدفه اتفاقی رخ میده و اونا همین زندگی روزمره رو هم از دست میدن و آخر فیلم هم دوباره همه چیز به حال سابقش برمیگرده،ولی دیگه کسی از تکراری بودن زندگیش ناراحت نیستو همه از زندگی راضین.
بنظرم بهترین پیامی که فیلم میتونه داشته باشه همینه:
"قدر زندگی الانتو بدون چون اگه همینو از دست بدی دوباره ارزوِ زندگی قبلیتو میکنی"

بنظرم پیام ساده ولی مهمیه.
تفاوت دیگه شان دِ شیپ با باب اسفنجی و خیلی انیمیشنای دیگه وجود نداشتن قطب مثبت و قطب منفی های رایج تو بیشتر انیمیشناس که با ارزشه.ولی اینا دلیل این نیست که
چرا من اینقدر از این انیمیشن خوشم اومده:دلیل اول اینکه شیوه استاپ موشن که دیگه زیاد مورد استفاده قرار نمیگیره از نظر من سخت ترین و حساس ترین شیوه ساخت انیمیشنه و این انیمیشن هم یه استاپ موشنِ خیلی عالیه .
 دوم (که خیلی مهم تر از اولیه) اینه که این انیمیشن کاملا صامته،بدون هیچ دیالوگی،دریغ از یه دونه "اِههم"!!! .اینکه یه انیمیشن کوتاه صامت بسازی کار خیلی سختی نیست ولی اینکه بخوای یه انیمیشن هشتاد و پنج دقیقه ای صامت بسازی کار هر کسی نیست، مخصوصا که صامت ساختن یه فیلم بلند ریسک زیادی داره و از این جهت من به سازنده های این انیمیشن تبریک میگم.

این کارا ازهر کسی بر نمیاد.
این حرفا رو اون موقع ها به انیمیشن "وال ای" هم میزدن.





در گیشه هم همونطور که همه انتظار داشتن باب اسفنجی با فروش 311 میلیون دلار موفق تر بوده .
شان دِ شیپ هم حدود 60 میلیون دلار فروش داشته .

ولی هر دو فیلم با طنازی های زیادشون میتونن کلی شمارو بخندونن و از این نظر تفاوتی با هم ندارن،که این به این معنیه که سازنده ها تونستن فرمول سریالاشونو به خوبی توی سینمایی ها حفظ کنن و اونو توی فیلم ها پیاده کنن.

باب اسفنجی از اونجایی که سریالش تو ایران شونصدتادوبله مختلف داره الان هرجایی با یه دوبله پخش شده . دوتا دوبله ای که از همه بیشتر خاطر خواه دارن دوبله سندیکا و دوبله مشهدن. که تو دوبله سندیکا کریم بیانی جای باب اسفنجی حرف زده و تو دوبله مشهدم محمدرضا صولتی ، هردوتاشونم خوبن ، شما بسته به اینکه اولین بار باب اسفنجی رو با کدوم صدا دیده باشین از همون بیشتر خوشتون میاد.اونایی که از شبکه پویا و دی وی دی نگاه کردن دوبله محمدرضا صولتی بیشتر بهشون میچسبه و اونایی که از پرشین تون دیدن هم دوبله کریم بیانی یا آپاما(!!!!)بهشون چسب تره(!!).
شان دِ شیپ هم که خدارو شکر دوبله نمیخواد.

خلاصه پیشنهاد من اینه که اگه خواستین بین این دو تا یکیو ببینین شان دِ شیپ رو ببینین.اگرم هردو تا رو دیدین ضلل نکردین.



-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Inside Out (2015 film) poster.jpg

 اینقدر که منتظر اومدن این انیمیشن بودم تاحالا تو عمرم منتظر هیچ چیز دیگه ای نبودم.

بعضی منتقدا گفتن بهترین ایده ای بوده که پیکسار تاحالا داشته.کارگردانشم پیت داکترِ از کارگردانای قدیمیه پیکسار .
واقعا
از تریلرش معلومه اسکارو تو خودش داره.میگی نه نگاه کن.

تریلر

پیکسار کم کاری پارسالشو میخواد امسال با دوتا انیمیشن جبران کنه.یکی این و یکی هم the good dinosaur






امیدوارم پستم نظرتون رو جلب کرده باشه تا یه روز دیگه و یه برنامه دیگه همتونو به خدای منان میسپارم.خدانگهدار.




برچسب ها: inside out، باب اسفنجی، بره ناقلا،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 تیر 1394 توسط محمد عزیزیان
Home (2015 film) poster.jpg


باسلام.بعد از نزدیک دوسال دوباره چراغ این وبلاگ روشن شد ،بالاخره همین امروز کنکورو دادمو از شرش راحت شدم .واقعا این دوران کنکور دوران عجیب و ناامید کننده ایه،امیدوارم تو زندگیتون بیشتر از یه بار گرفتارش نشین.
تو این مدت که نبودم واقعا فکر میکردم که دیگه هیچکس این وبلاگ یادشم نیست و بازدیدش صفره ولی با اینکه هیچ پست جدیدی نزدم بازم بازدید وبلاگ خوب بود ،واقعا باید از همه کسایی که به این وبلاگ سرمیزدن و میزنن و الانم دارن این نوشته رو میخونن یه تشکر درست وحسابی بکنم.امیدوارم حالا که اومدم بتونم پستای خوبی بنویسم و شما هم با نظراتتون استقبال کنین.

خوب دیگه از این حرفا بگذریم و بریم سراغ پست جدید:
انیمیشن خانه یا home که همین امسال اکران شد رو چند وقت پیش دیدم و حس کردم ارزش اینو داره که راجبش یه پست بزنم.

اول یکم راجب سازنده هاش صحبت کنیم:

تیم جانسون که کارگردانش بوده رو با انیمیشنای خوبی مثل مورچه ای به نام زی که با اریک دارنل با هم دیگه کارگردانیش کردن و همچنین آنسوی پرچین و سندباد که این دوتا رو هم مشترک کارگردانی کرده به یاد میاریم،پس میشه گفت home اولین انیمیشن بزرگی بوده که تنهایی کارگردانی کرده.

صدا پیشه هاش هم خیلی نیستن،کلا فیلم کم کاراکتری بود به زور میشه گفت چهار تا نقش اصلی داشت بقیه هم همه فرعی بودن.
"استیو مارتین" و "جیم پارسونز" به ترتیب نقش "کاپیتان اسمک" و "اوه"(!)رو داشتن ،ریحانا
و جنیفر لوپز هم صدای تیپ و مادرشو بازی میکردن.که جنیفرلوپز از نظر مقدار دیالوگاش  نقش خیلی کمی داشت توی فیلم ،برای همین میگم این فیلم  "به زور" چهارتا نقش اصلی داشت.

داستان فیلم هم از کتابی به نام"معنای واقعی روز اسمک"نوشته ی آدام رکس در سال 2007 گرفته شده.

اول راجب داستان فیلم صحبت کنم که به نظرم داستان جذاب ، جدید و سرگرم کننده ای داشت که خوب بیشتر فیلم های اقتباسی این خصوصیت رو دارن،بالاخره باید کتاب خوبی بوده باشه که تصمیم گرفتن از روش فیلم بسازن دیگه.
این فیلم هم از اون ها مستثنی نبوده.
نکته متفاوت فیلم نسبت به بقیه فیلم های این مدلی (یعنی مدل حمله فضایی ها به زمین)اینه که فضایی ها قصد نابودی انسان ها رو ندارن فقط میخوان انسان ها رو یه جا بچپونن و خودشون بقیه سیاره رو بالا بکشن،ولی داستان جنبه های دیگه ای هم داره:
فضایی ها که توی این فیلم موجوداتی به نام "بوو" (boov)هستن فکر میکنن که انسان ها موجوداتی بدوی و عقب افتاده ان و در واقع مثل حیوونن و عقل و فهم ندارن و ساده و نادونن به طور خلاصه نفهمن و فکر میکنن انسان ها خوش شانس بودن که اونا وارد زمین شدن این جمله دقیقا از دهن شخصیت اصلی داستان یا همون "اوه" میاد بیرون ، البته این اطلاعات رو رییسشون  یعنی کاپیتان اسمک بهشون میده وقتی که اوه با یه انسان برخورد میکنه و میفهمه که همه اون اطلاعات غلطه به دروغی که روئساشون بهش گفتن پی میبره و دیالوگی میگه که دیالوگ مورد علاقه من تو این فیلمه؛

"قبل از اینکه ما بیایم اینجا کاپیتان اسمک گفت که انسان ها به ما نیاز دارن .گفت که انسان ها درست مثل حیواناتن و ما میتونیم اون هارو بهتر کنیم.به ما گفته شده بود انسان ها عقب افتاده و ساده ان .ولی حالا دارم به این فکر میکنم که ما اشتباه فکر میکردیم و ما هیچوقت نباید به اینجا میومدیم."

به نظر آشنا نمیان؟

صدابازیگرای فیلمو که شناختین حالا یکم راجب صدا بازیگرا صحبت کنیم؛ جیم پارسونز و ریحانا که صدای دوتا نقش اصلی رو برعهده داشتن ، بیشتر زمان فیلم دیالوگا بین  همین دونفر رد و بدل میشه و جیم پارسونز از یه لحن با غلطای گرامری انگلیسی استفاده کرده بود که اولش خوب بود وبامزه به نظر میومد و ناخودآگاه این ذهنیتو به ادم میداد که این فضایی ها زیاد از ادما اشنایی ندارن اما همینطور که فیلم جلو میرفت به جای اینکه این لحن کمرنگ تر بشه حتی پررنگ تر هم میشد و میرفت رو اعصاب.مثلا از ''s''آخر فعل های که باید استفاده نمیکرد و از اونهایی که نباید استفاده میکرد
 یا به جای have از has توی جملاتش استفاده میکرد(که یکم عجیبه چون هرکسی که توی مدرسه اولای انگلیسی یادگرفتنشه معمولا اشتباها ازhaveبه جای hasاستفاده میکنه خودتونم احتمالا این تجربه رو توی دوران
مدرسه راهنمایی  داشتین) حالا از این چیزا بگذریم زیاد مهم نیستن.

 ولی اگه میخواین برای تقویت زبان انگلیسی فیلم زبان اصلی ببینین من این فیلمو پیشنهاد نمیکنم،چون یه جمله صحیح توش نیست ،دیگه خود دانید.

صداپیشگی ریحانا هم زیاد منو جذب نکرد ،کلا از گویندگیش زیاد خوشم نیومد ولی آهنگایی که توی فیلم خونده بود خوب بود.
توی فیلم اشاره میشه که تیپ با مادرش از کشور باربادوس به آمریکا اومدن (باربادوس جزیره ایه در دریای کاراییب که کشور کوچکیه اما نسبت به مساحتش جمعیت زیادی داره)،شاید این سوال به ذهنتون بیاد که حالا چرا باربادوس؟؟؟
انسِر:سازنده ها سعی کردن که کاراکتر "تیپ" جوری باشه که ذهنیت مردم رو به تصویری که از صداپیشش دارن نزدیک کنه مثلا اینکه سیاهپوست ساختنش(درصورتی که تا حالا انیمیشنی نداشتیم که شخصیت اصلیش سیاهپوست بوده باشه ،یا حداقل مطمئنم  تا حالا
توی دریم ورکس نبوده)همچین تلاشی رو توی انیمیشن" داستان کوسهِ" دریم ورکس هم دیدیم،یادتونه که اون ماهیارو چقدر  شبیه ویل اسمیت و آنجلینا جولی درآورده بودن ، البته تا اونجایی که میشد سعیشونو کرده بودن ،دیگه ماهی رو مگه چقدر میشه شبیه انسان ساخت.در همین راستا سازندگان سعی کردن پاشونو فراتر بزارن و علاوه بر رنگ پوست ، ملیت کاراکتر و صداپیشه رو هم یکی کنن بله همونطور که حدس زدین ریحانا هم باربادوسیه.

همونطور که گفتم بیشتر دیالوگا بین اوه و تیپ بود که طبق فرمول همیشگی انیمیشنای هالیوودی باید حداقل یکیشون میتونست طنازی های لفظی زیادی به فیلم اضافه بکنه تا بار طنازانه فیلم بیشتر بشه .مثلا اولاف رو توی فروزن یادتون هست یابیمکس توی بیگ هیرو6 ،کلی از طنازی های فیلم هاشون مدیون همین شخصیتاس، ولی جیم پارسونز زیاد نتونست تو این کار موفق باشه.استیو مارتین هم با اینکه طنازی های زیادی توی این فیلم کرده بود اما اونقدر نقش زیادی توی فیلم نداشت که بتونه کل فیلم رو تامین کنه.
ولی در عوض این کمبود ها توی طنازی ، فیلم چندتا اهنگ خوب داره که مقداری از این کمبود هارو جبران میکنه بیشتر این اهنگا رو دوتا از صداپیشه های خواننده فیلم  یعنی جنیفر لوپز و ریحانا خوندن .آهنگ ''Feel The Light''جنیفرلوپز هم بهترینشون بود که خیلی با فضای قسمتای آخر فیلم جور بود.

چیز جذاب دیگه ای که به ذهنم میاد راجب طراحی بوو هاس،این موجودات دماغشون نوک شاخکاشونه و در برابر شرایط خاص تغییر رنگ میدن و آدمو یاد پاستیل خرسی میندازن
که این شخصیت هارو بامزه تر میکنه .مخصوصا موقعی که میرقصن ،اگه فیلمو دیده باشین منظورمو میفهمین.
یه چیز دیگه ای هم بود که خیلی از نظر من جلب توجه میکرد نمیدونم شماهم متوجهش شدین یا نه:

فکر نمیکنین که تیپ و مادرش یکم زیادی پهن بودن و نسبت طول به عرضشون نامیزون بود؟
عکس پایینو نگاه کنین


نه جون من یه جوری نیستن.انگار آخر کار که مدلارو میساختن یادشون رفته ریسایزش کنن ،فقط از بالا میگرفتن یکم طولو زیاد میکردن درست میشد.


باشه..باشه!!شاید یکم پیاز داغشو زیاد کرده باشمو ابعاد تصویرو تغییر داده باشم ولی باور کنین خودشونم یکم پهنن!!

توی کتاب آدام رکس اسم "اوه"  ،  J.LO  هستش اما توی فیلم این اسمو تغییر دادن دلیلی که ممکنه به خاطرش اسم این شخصیتو عوض کرده باشن اینه که اسم مستعار جنیفرلوپر هم JLO  هستشو شاید نمیخواستن سوءتفاهمی پیش بیاد.





نوشته شده در تاریخ جمعه 22 خرداد 1394 توسط محمد عزیزیان


خدایش بیامرزد



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 21 دی 1393 توسط محمد عزیزیان

بالاخره جشنواره چهارم هم راه افتاد

همونطور كه میدونین (یا شایدم نمیدونین) چند ماهیه دیگه پست نمیزنم این پستم  فقط بخاطر اهمیتش نوشتم .هرچند كه هنوز میبینم بازدید وبلاگ بدك نیست اما دیگه از نظرات شما هم خبری نیست مخصوصا تو پستای اخریی كه نوشتم .خلاصه اینكه متاسفانه فعلا وقت و انگیزه پست زدن ندارم.شاید بعد از كنكور دوباره وبلاگو به راه بندازم.در این مدت هم ممكنه مطالب مهمی مثل همین موضوع جشنواره رو اطلاع رسانی كنم.پس بدرود...
اما بشنوید صحبت های مدیر جشنواره رو:

این جشنواره در 4 بخش بهترین دوبلور انیمیشنی آقا، بهترین دوبلور انیمیشنی خانم، بهترین ترجمه انیمیشن و بهترین دوبله انیمیشن (بهترین مدیر دوبلاژ) برگزار میشه و انیمیشنهایی در رقابت امسال قرار می گیرن که از تاریخ 4 فروردین 1392 (زمان آغاز جشنواره پارسال) تا انتهای سال 1392 از طرق مختلف (ویدیو رسانه، تلویزیون، اینترنت، نرم افزاری و ...) در درسترس مخاطبان قرار گرفته اند.
و اما با توجه به تجربه ای که از سالهای گذشته به دست اومده تصمیم گرفتیم که این نظرسنجی رو در دو مرحله برگزار کنیم.
در مرحله اول تقریبا همه انیمیشنهای معروف و نیمه معروفی که در سال گذشته توزیع شدند جزو لیست کاندیداها قرار گفتن. شما میتونید در هر بخش به یک یا چند کاندیدای مورد نظرتون رای بدین. این مرحله حدود یک هفته ادامه خواهد داشت.
در مرحله دوم، 10 کاندیدای برتر هر بخش به فینال راه پیدا میکنن و شما در این مرحله فقط میتونید به یک کاندیدا رای بدید. این مرحله هم حدود یک هفته ادامه خواهد داشت و کاندیداهایی که بیشترین رای رو بیارن به عنوان برنده اعلام میشن.







نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 توسط محمد عزیزیان

موضوع پستو داشتین.خودمم توش موندم منظورم ازش چیه!!!

خبر اول:

اسامی نامزدهای جوایز چهل و یکمین دوره رقابت‌های آنی اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری فارس، برگزارکنندگان چهل و یکمین جوایز آنی فهرست نامزدهای این دوره از رقابت‌ها را به شرح زیر اعلام کرد:

«دانشگاه‌ هیولاها»، «یخ‌زده» هر کدام با نامزدی در 10 بخش در صدر نامزدهای جوایز امسال قرار گرفته‌اند.

 «من نفرت‌انگیز 2»، «خانواده کرود» نیز هر کدام در 9 بخش نامزد شده‌اند.

سه انیمیشن «نامه‌ای به مومو»، «ارنست و کلستین» و «باد می‌وزد» هر کدام در هفت بخش نامزد شده‌اند.

کمپانی والت دیزنی با 31 نامزدی رکوردار این دوره از رقابت‌ها و پس از آن دو کمپانی دریم ورکس با 19 نامزدی و پیکسار با 18 نامزدی صدرنشین دیگر کمپانی‌های انیمیشن سازی هستند.

  جشنواره امسال آنی شنبه یکم فوریه برگزار می شود.


بد نیست نگاهی هم به ده فیلم پرفروش امسال بندازیم كه سه تاشون از انیمیشنای نامزد هم بودن!!!


1. Iron Man 3: یک میلیارد و دویست میلیون دلار

2.
Despicable Me 2: نهصد و هجده میلیون دلار

3.
Fast & Furious 6: هفتصد و هشتاد و هشت میلیون و هفتصد هزار دلار

4.
Monsters University: هفتصد و چهل و سه میلیون و ششصد هزار دلار

5.
Hunger Games: Catching Fire: هفتصد و سی و هشت میلیون و سیصد هزار دلار (فروش در سرتاسر جهان ادامه دارد)

6.
Man of Steel: ششصد و شصت و دو میلیون و هشتصد هزار دلار

7.
Gravity: ششصد و چهل و دو میلیون و پانصد هزار دلار

8.
Thor: The Dark World: ششصد و بیست و یک میلیون و ششصد هزار دلار

9.
The Croods: پانصد و هشتاد و هفت میلیون و دویست هزار دلار

10.
World War Z: پانصد و چهل میلیون دلار

همونطور كه توجه می نمویین!!! شیش تا از فیلم های این فهرست ادامه ی قسمت های قبلی خودشون هستن (تازه اگه سوپر منو حساب نكنیم.)
 استودیو های انیمیشن سازی مثل پیكسار و دریم وركس ودیزنی 
هم كه دارن فِرت و فُرت مژده ی ساخته شدن ادامه ی انیمیشنای پرفروششونو از الان تا چهار سال دیگه میدن از جمله اخرین م‍دگانی ها كه مال كسی نیست جز دریم وركس و بلو اسكای با ساختن قسمت های دوم انیمیشن توربو و قسمت پنجم انیمیشن عصر یخبندان در سال 2016 كه قسمت قبلیش 900میلیون تومان... نه چیز ...ببخشید.... "دلار" فروش كرد.مگه میشه یه فیلم اینقدر فروش كنه و قسمت دومشو نسازن!!؟؟!!دیگه از ادامه انیمیشنهای پرفروش پارسال كه قراره ساخته بشه مثل رالف خرابكار 2و هتل ترانسیلوانیا2 و چطور اژدهاتونو اموزش بدین2 و ریو2 حرفی نمیزنم.
شرط میبندم فروزن هم با این فروشی كه داره میكنه تا یه هفته دیگه خبر ساخت قسمت دومش میاد.شایدم همین الان اومده باشه!
خلاصه فكركنم با این وضعی كه اینا دارن پیش میرن و هی فرط فرط ادامه انیمیشن میسازن تا هفت هشت سال دیگه از نظر انیمیشن تامینیم.
این خارجی ها هم جنبه فروش بالا ندارنا تا یكم فروش فیلمشون بالا میره سریع میرن تو كار قسمت دوم و پنجمو دهم و  ..... .

حالا ببینین اگه قسمتای دوم بخوان با راكوردای خودشون دوبله بشن چه مكافاتیه.سر همین قضیه دانشگاه هیولاها دیدین چندبار دوبله شد تا آخرش همون دوبلورای قبلیش اومدن و دوبلش كردن.یا عصر یخبندان چهار كه حتما یادتون هست ، چطو شد .دیگه نیاز به توضیح نداره؟.آخه برادران انیمیشن ساز اهل كشور همسایه،" یو.اِس.اِی."،فكر مدیردوبلاژای بیچاره رو هم بكنین.آخه چجوری دوبلورای هفت،هشت سال پیششو دوباره جمع كنه برای قسمت دوم فیلم شما.بعد میره با دوبلورای جدید دوبله میكنه ،میشه یه چیزی مثل دانشگاه هیولاهای انجمن گویندگان صنفی.نكنید دیگه این كارارو.اگه فیلمه خوب فروش كرد نرین دنبالشو بسازین دیگه.جنبه داشته باشین!




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 دی 1392 توسط محمد عزیزیان
باسلام خدمت همه بینندگان(!!!) عزیز:

اخیرا خبری به دستم رسیده مبنی بر اینكه شما میتونید برای مدت كوتاهی از هم اكنون  در وبلاگی كه در زیر ادرسشو میبینید نام دوبلور و گوینده ی موردعلاقه ی خودتونو كه دوست دارید باهاش مصاحبه (یا مصاحبه هایی) انجام بشه رو نام ببرید تا در زمان كوتاهی شاهد مصاحبه با شخص انتخابی خودتون باشید.پس هرچه سریع تر بشتابید.

از هم اكنون منتظر حضور پررنگتان هستیم.

تلفن :توینتی ناین ، تو تا شیش


بكلیكید



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 آذر 1392 توسط محمد عزیزیان
باعرض سلام و این حرفا.......
 خدمتتون عرض كنم كه كارتون دانشگاه هیولاها رو كه یادتون هست ،قبلا تو یه پست راجب خودش و همینطور دوبلش صحبت كردم:
بالاخره دوبله این كار با صداهای خاطره انگیز قسمت قبلی یعنی ،دانشگاه هیولاها،در سایت آقای صادقی منتشر شد.علاقه مندان به دیدن یه دوبله خوب ازاین انیمیشن پرطرفدار میتونن به لینك زیر مراجعه كنن:

اینجا
( فایل صوتی هم بصورت جداگانه موجوده هم به صورت ناجداگانه)


دلم میخواد ببینم اونایی كه همش از دوبله ضعیف این كار طرفداری میكردن بعداز دیدن این دوبله بازم همینكارو میكنن یانه؟

باتشكر از همه دست اندركارانِ عزیز این دوبله یعنی:

مدیر دوبلاژ: اشکان صادقی

 مترجم : مسعود میر اسماعیلی

 صدا آمیزی : محمد رضا سعادتمندی

گویندگان : وحید نفر - محمدرضا علیمردانی - مجید آقا کریمی - مجید حبیبی -

 احسان مهدی - علی باقرلی - حامد بیطرفان - اشکان صادقی - سعید شریف -

  دیانوش آصف وزیری - ارسلان جولایی - نسرین کوچک خانی - ستاره الله دادی -

مینا گلپایگانی - علیرضا مبین - بسام قیدی - زهره نصیری

 

 

 

 

 

 

 

 

 



برچسب ها: دانشگاه هیولاها، دوبله اصلی دانشگاه هیولاها،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 آذر 1392 توسط محمد عزیزیان

انیمیشن من نفرت انگیز 2 یا من عنق2 یا من شرور دو یا راحت تر بگم despicable me 2 كه تابستون امسال اكران شد انیمیشنیه كه كمی توی این پست به بررسی اون "می خواهم بپرداخت"!!!



"وقتی كه دنیا قهرمان میخواد اونا ادم بده رو صدا میكنن"


كارگردان: pierre coffin,chris renaud                                                                        

بودجه: $76,000,000
                                           

فروش: $365,943,520
  (در آمریكا)  بعد از مرد اهنی سه پرفروش ترین فیلم 2013 بوده!!!

راستش تریلر این انیمیشنو كه دیدم(وهمچنین تریلر بقیه انیمیشنای امسال رو)،به خودم گفتم این باید از بقیه انیمیشنای امسال یه سروگردن باسق تر باشه!!ولی وقتی با شور و شعف به نظاره ی این (انیمیشنِ ساخته ی كمپانی" آتش بازی"(illumination Enterrtainment)!!!) نشستم بعد از نیم ساعت خنده بر لبانم جاری گشت ولی بعد از یك ساعت و نیم اون خنده فقط به خنده ای ظاهری تبدیل شد.
این انیمیشن واقعا آدم رو میخندوند و نمیشه منكر این بود كه اصلا سرگرم كننده نبود و شما حتما كلی با این انیمیشن حال كردین مخصوصا با مینیوناش ولی مشكل فیلم اینجا بود كه هیچ داستان جذب كننده و جالبی نداشت.اتفاقات داستان خیلی بااهمیت نیستن و شما فقط با یه داستان نجات دنیا روبرویید كه آدم بده داستان راحت تر از آب خوردن از بین میره.باید بگم شخصیت منفی فیلم اصلا جالب نبود و شخصیت پردازی قابل توجهی روش صورت نگرفته بود،مخصوصا كه داستان هایی  كه راجب این شخصیت نقل میشد بسیار سوپر تخیلی بودن.(مثل جریان كشته شدنش توی آتش فشان یا اون سكانسی كه ماشین حمل پول رو میدزدید).

فكر میكنم آل پاچینو كه بخاطر اختلاف نظرهاش با سازنده ها راجب همین شخصیت گویندگی به جای اون رو قبول نكرد حق داشت.

نكته ی خوب راجب گوینده ی این نقش صداپیشگی قابل قبول بنجامین برت( Benjamin Bratt)بود كه به خوبی لهجه ی مكزیكی رو به نمایش گذاشته بود هرچند آل پاچینو خیلی بهتر میتونست این كارو انجام بده.
واز همه مهم تر گوینده نقش دوست داشتنی گرو كه با لهجه اسپانیایی و كمی غلو شده خودش كمی فضای فیلم رو طنز كرده بود.اگه توی دوبله فارسی هم لهجه ای به گرو داده بشه كه بتونه تطابق لهجه ی گرو در زبان فارسی باشه بد نیست به شرطی كه خیلی از حد خودش نگذره.


Steve Carell


بد نیست اشاره ای هم به گوینده مینیون ها (
pierre coffin)بكنم كه با اینكه جنس صداش خیلی معلوم نمیشد(به خاطر تغییر ریت صوت)ولی هنرشو به خوبی در به كار بردن كلمات من در آوردی در امیخته با كلمات معنی دار نشون داد و بخش اعظم طنازی مینیون ها به خاطر همین صداست.اگه توجه نموده باشید كارگردان این فیلم هم همین شخصه!!!!!!1
یه نكته ای هم یادم اومد
"قراره درسال 2014 انیمیشنی مختص به مینیون ها ساخته بشه ."

در كل صدابازیگری گوینده هاش منو به خودش جلب كرد.و نكته ی مهم دیگه گویندگی نسیم پدراد به جای شخصیت جیلیان در این فیلمه كه همونطور كه حتما از اسمشون حدس زدین،ایرانی هستن.




        



برچسب ها: من نفرت انگیز2، despicable me 2،
نوشته شده در تاریخ جمعه 1 آذر 1392 توسط محمد عزیزیان



چندروز پیش كه داشتم انیمیشن دانشگاه هیولاهارو میدیدم(با كیفیت خوبش و بدون دوبله)به یه نكته ای برخوردم،كه البته قبلا بارها در چندتا از انیمیشنای كمپانی پیكسار دیده بودم ولی با مشاهده مجدد این نكته نتونستم جلوی خودمو بگیرم و یه پست راجبش نزنم.
اگه روی در كلاسی كه مایك و سالیوان دَرش درس میخونن دقت كرده باشین میبینین نوشته شده"A113".ظاهرا چیز عجیبی نیست،اما اگه توی انیمیشن WALL-E هم دقت كرده باشین عدد"A113"وجود داره.زمانی كه اون ربات بدجنسه گیاه رو میبینه این عدد روی صفحش نمایان میشه.در داستان اسباب بازی هم پلاك ماشین مادر اندی عدد"A113"هستش.






بلهههههههههههههه.بنده از همه جا بی خبر كه فكر میكردم به چه كشف بزرگی رسیدم،وقتی یه سرچ كوچولو تو اینترنت كردم دیدم........زرشك......تو هر سایتی كه بری اینو نوشته،انگار فقط من بودم كه این موضوعو نمیدونستم(البته تو سایتای ایرانی چیزی نبود).بعدش فهمیدم كه تقریبا توی تمام انیمیشنای پیكسار این عددرمز موجوده،(البته به غیراز كارخانه هیولاها.)مثلا:









حالا با این اوصاف سوالی كه مطرحه اینه:



معنیA113چیست؟؟؟؟؟
.

??????
.
؟؟؟؟؟؟
.
$*&%^&)

^a113%_

+_÷








A113یه شوخی(INSIDE-JOKE)*هستش كه بچه های "كانون هنر كالیفرنیا" اونو ساختن،برگرفته از شماره كلاس دانشجوهای" طراحی گرافیك و انیمیشن "كه بسیاری از پیكساری های الان از اونجا شروع كردن و جان لستر و براد برد (دوتا از كارگردانان مهم پیكسارِ جزء دانشجوهای اون كلاس)اونو بكار میبردن و بعد بین بچه های اون كلاس شایع شد.حالا بیشتر بچه های اون كلاس برا خودشون كسی شدن وتوی فیلم ها ،انیمیشنا و كارای حرفه ای كه میسازن از A113 استفاده میكنن.
____________________________________________________________________________________________________________
*
INSIDE-JOKE اكوردینگ تو ویكی پدیا به معنای جوك یا شوخی هست كه معناش فقط برای یه گروه خاص،یه قشرخاص و..... مشخصه.






برچسب ها: A113، معنیA113چیست؟، اسرار پیكسار، نكاتی در مورد پیكسار،
دنبالک ها: منبع:WICKIPEDIA-ENGLISH، منبع:disney cars toon، منبع:pixar wiki،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 آبان 1392 توسط محمد عزیزیان

سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان و همچنین آهنگساز برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است.او از برترین یا شاید بهترین بازیگر پانتومیم در تاریخ سینماست.بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.
چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت.

والدین چاپلین هر دودر سالن بزرگ لندن بازیگرتئاتر بودند ، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند.چارلی دوران كودكی خود رادرفقر گذراند . بعدها مادر چاپلین دچار آلزایمر شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

چاپلین در مورد مادرش می‌گفت: "اگر مادرم نبود شک دارم که می‌توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم.او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام"

سابقه بازیگری چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.همین امر شرایط شروع بازیگری چارلی در تئاتر ا فراهم كرد.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت

در سال ۱۹۱۳ كه فیلم سازی درامریكا تازه درحال شكل گرفتن بود، بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان آمریكایی قرار گرفت و به امریكا رفت از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که یك كمدی صامت بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.در همین زمان بود كه چاپلین شخصیت "ولگرد"را كه بعدها در بیشتر فیلم هایش حضور داشت خلق كرد.خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:


"من هیچ ایده‌ای درباره چهره پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که یك شلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود."



كم کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین٬ دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.

یكی از شباهت های چارلی چاپلین با فتحعلی شاه قاجار ملعون(!!!!!) در خانواده های پرجمعیت ان هاست!چاپلین در زندگی شخصی چندین و چند بار ازدواج کرد.در این باره حوصله نام بردن تمام همسران چاپلین را نداشته و تحقیق كردن (یا نكردن) در مورد این موضوع هیجان انگیز را به خودتان واگذار می نمایم.

در زیر نگاهی مختصر به سه عدد از برترین فیلم های چاپلین می اندازیم:


جویندگان طلا، شاخص ترین اثر چارلی چاپلین بود كه بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. چاپلین شخصاً آن را بر دیگر فیلم هایش ترجیح می داد.موضوع این فیلم در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان هستند ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقه‌ٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای٬ توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم٬ پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.

فیلم دیكتاتور بزرگ، نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیكتاتوری اروپایی است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.


در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال نام چارلی چاپلین نیز در بین كمونیست ها وخیانت كاران امریكا بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم لام لایت به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در دهكده ای‏ در کشور سوئیس زندگی کرد و تا سال ۱۹۷۲ به آمریکا بازنگشت.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۷۲امریكا اخراج چاپلین را از این كشور لغو كرد. سال ، سال بازگشت چارلی به آمریکا بود و جوایز بسیاری از اكادمی اسكار برای تلاش های بسیارش در فیلم های گذشته اش به او داده شد.اما چاپلین كه از امریكا و ملت آن به خاطر اتفاقات گذشته  منزجر شده بود.تمایلی به برگشت به امریكا و شركت در مراسم اسكار نداشت ولی با این حال با اصرارهای زیاد راضی به این كار شد.

وی سرانجام در25 دسامبر 1977 در شهری در سوئیس در گذشت.

فیلم"choplin"كه برپایه زندگی چارلی چاپلین ساخته شده است،با بازی رابرت داونی پسر در نقش چارلی منبع مناسبی برای كسانی است كه حال خواندن این پست نسبتا طولانی را ندارند.
(این فیلم قبلا از شبكه های سیما پخش شده است)







برچسب ها: چارلی چاپلین، زندگینامه چارلی چاپلین،
دنبالک ها: منبع كمكی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 3 آبان 1392 توسط محمد عزیزیان
(تعداد کل صفحات:8)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic