طرفداران هنر دوبلـــــــه و انیمیشن
در رابطه با موضوع دوبله و هنر و بعضی وقت ها هم چیزهایی دیگر

این پست رو به خاطر تقاضای یکی از خواننده های خیلی خوب این وبلاگ زدم که به خواسته خودش نخواست اسمش برده بشه( که نمیدونم چرا!!نکنه میخواستی ریا نشه).این دوستمون مقاله ای نوشتن راجب انیمیشن چگونه اژدهاتونو تربیت کنید و ارتباطش با کتابی که این فیلم از روی اون اقتباص شده.پس دیگه حرفی نمیزنم وازتون دعوت میکنم به نوشته های دوست گمناممون توجه بنمویید:


بسم الله الرّحمن الرّحیم

درباره ی انیمیشن:

در سال 2010 انیمشنی اکران شد که تبدیل به رقیبی بسیار بزرگ برای انیمیشن داستان اسباب بازی3شد که تا تسخیر مجسمه ی اسکار پیشرفت ولی موفق به دریافتش نشد.انیمشن چگونه اژدهای خود را تربیت کنید(که در ایران با نام مربی اژدها از هنرنمای پارسیان پخش شد)به کارگردانی کریس ساندرز و دین بیبلوس و با صدا پیشگی "ژراد باتلر"،"جونا هیل"،"کیت هارانگتن" و "جی باروچت" با هزینه ی ساخت 165 میلیون دلار اکران شد و همراه با موفقیت217 میلیون دلاری به موفقیت های بسیار زیادی دست یافت.نویسنده ی این کار را ویلیام دیویس بود.این انیمیشن اقتباسی از رمانی کودکانه به همین نام نوشته ی کرسیدا کاول است.

درباره ی کتاب:

کتاب چگونه اژدهای خود را تربیت نوشته ی کرسیدا کاول و ترجمه ی(نشر زعفران،شیدا رنجبر(مترجم مجموعه کتاب آرتمیس فاول است.شما می توانید این کتاب را از دو نشر ویدا و زعفران تهیه کنید.

روزنامه ی گاردین درباره ی این کتاب می نویسد:

ماجرا های سکسکه را بخوانید تا با یکی از بزرگترین داستان های خلاقانه ی ادبیات مدرن کودک آشنا شوید.

و همچنین روزنامه نیویورک تایمز در این باره می گوید:

تک تک این کتاب ها داستان های فوق العاده ای هستند.

و امّا تفاوت ها و تشابهات این انیمیشن با این کتاب.

تفاوت ها:

 1-در اول انیمیشن سکسکه می گه:اینجا برکه.در حالی که اسم این جزیره در کتاب خُله.و من هرچی گشتم کلمه ی برک به معنای خل نشد.

 2-در فیلم سکسکه یک دوست به اسم گابر داره که در کتاب با همین اسم اومده ولی بیشتر دشمن سکسکه است تا دوستش.

 3-شخصیت چاقالو(فیش لگز)در کتاب با نام پاماهی اومده که بهترین دوست سکسکه است و مثل خودش بی ارضه است.ولی در انیمیشن تقریبا یک شخصیت مکمله.در ضمن ممکنه شخصیت آسترید پاماهی باشه .آسترید به معنای پاهای بازه.تقریبا شبیه معادل پاماهیه) که کلا قضیه فرق می کنه.چون پاماهی پسره.در ضمن پاماهی از اول دوست سکسکه بود(.

4- بی دندون که زمین تا آسمون با اژدهای تو قصه فرق داره.بی دندون کتاب کوچک ترین و ضعیف ترین اژدهاست.در حالی که اژدهای انیمیشن یک اژدهای قدرتمنده.در ضمن اژدها های توی قصه خیلی خود خواهند.

5- فرق اساسی این کتاب با انیمیشن در اینه که در جزیره ی آنها مردم از اول اژدها تربیت می کردند منتها روششون فرق داشت و داستان حول روششون بود)در حالی که توی انیمیشن اژدها کشانی بر پاست(.

 6-اژدهای بزرگی که در آخر داستان می بینیم در کتاب دوتاهستند که از نوع یوس بیش یوس غول پیکریوس است.که یکیشون توسط اون یکی خورده می شه.و اونی که برنده است قبل از مبارزه سکسکه با هاش حرف می زنه.در حالی که در انیمیشن اصلا با هم حرف نمی زنن بلکه تو دل هم می روند.

 7-در آخر فیلم می بینیم که بی دندون سکسکه رو نجات می ده ولی خودش زیاد چیزی نمی شه این درست ولی تو کتاب بی دندون تا دم مرگ می ره و زنده می مونه.سکسکه هم هیچیش نمی شه.

چون تفاوت ها خیلی زیاد بودند به همین بسنده می کنم.حالا شباهت ها.

1-اژدها هایی که به کاراکتر های دیگه رسیده بود شبیه کتاب بود.

2-بچه ها در نبرد آخر با اژدها به سکسکه کمک می کنن که در کتاب هم همین اتفاق می افته.


شباهت هم که انگار نداشت.دریم ورکز فقط محور اصلی کتاب رو حفظ کرده و برای پرفروش کردن ماجراش چیز های معمول انیمیشن هاش رو اضافه می کنه.مثل پر جنب و جوش تر کردن قضیه،افزودن ابهت به بی دندون و . .....

امیدوارم لذت کافی را برده باشید.

منابع:سایت پیلبان،کتاب چگونه اژدهای خود را آموزش دهید به قلم کرسیدا کاول و ترجمه ی شیدا رنجبر.نشر زعفران.

----------------------------------------------------------------------------------------------
ازقضا وَر خاطرِ فروش خوب این انیمیشن قسمت دومش هم ساخته شده .برای اطلاعات بیشتر در مورد قسمت دوم این انیمیشن میتونید  اینجا را بکلیکید



برچسب ها: چگونه اژدهاتونو تربیت کنید، مربی اژدها2،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 مرداد 1392 توسط محمد عزیزیان
تابستان امسال در باکس افیس سینماها بین دو فیلم رقابتی تنگاتنگ در جریانه که از قضااین دو فیلم هردو انیمیشن هم هستند.
 من نفرت انگیز2 و دانشگاه هیولاها(کارخانه هیولاها2)دو انیمیشنی هستند که تاکنون گوی سبقت را از بسیاری از فیلم های پرهزینه و پربازیگر امریکا ربوده اند(و تازه خیال پس دادنش رو هم ندارن) فیلم پرهزینه "رنجرتنها" بابازی جانی دپ،محصول دیزنی یکی از این فیلم هاست.

با اینکه در ابتدای اکران دانشگاه هیولاها، از من نفرت انگیز پیشی گرفته بود و در راس باکس افیس قرارگرفته بود،با گذشت پنج هفته از اکران این انیمیشن من نفرت انگیز باکس افیس را از چنگ هیولاهادر اورد اونم با گذشت سه هفته از اکران.به همین دلیل دیگه شکست من نفرت انگیز از دانشگاه هیولاها دیگه  تقریبا قطعی شده.

توجهتون رو به جدول فروش هم اکنون سینماها جلب میکنم:

Rank Title Weekend Gross Weeks
1
The Conjuring (2013) $41.9M $41.9M 1
2
Despicable Me 2 (2013) $24.9M $276M 3
3
Turbo (2013) $21.3M $31M 1
4
Grown Ups 2 (2013) $19.9M $79.4M 2
5
Red 2 (2013) $18M $18M 1
6
Pacific Rim (2013) $16M $68.3M 2
7
R.I.P.D. (2013) $12.7M $12.7M 1
8
The Heat (2013) $9.3M $129M 4
9
World War Z (2013) $5.19M $187M 5
10
Monsters University (2013) $5.12M $249M 5




برچسب ها: باکس افیس، من نفرت انگیز2، دانشگاه هیولاها،
نوشته شده در تاریخ جمعه 4 مرداد 1392 توسط محمد عزیزیان


بعدازحدود یک سال و اندی انیمیشن سریالی اواتار:اخرین بادافزار،فصل سوم توسط موسسه تصویردنیای هنربه بازار کشور عرضه شد.        

-چــی مــیـگـی؟!

اول از همه به پشت کار وسرسختی مسئولین تصویر دنیای هنر تبریک میگم دوم از همه هم به کار این ویدئورسانه ها میخندمولی درستش اینه که به حال مصرف کنندها گریه کنم
اخه بعد از یه سال قسمت جدید یه سریالو به امید چقدر فروش پخش کردین؟یادش بخیر اواتار قبلی که پخش شد قیمتش 1500 تومن بود حالا قیمت اینو ببینید.بازم جاداره به حال مصرف کننده گریه کنم
حالا نیمه پر لیوان رو هم باید دید این یکی...... DVDیههههههههههههههه.من که ندیدمش ولی دوبلش حتماباید همون قبلی باشه.کیفیت تصویشم که حتما بهتره.
حالا این که گذشت ولی امیدوارم دیگه این ویدئورسانه به فکر پخش سریال نیوفته یا اگه افتاد من مخاطبش نباشم
.



برچسب ها: اوتار اخرین بادافزار، کارتون اواتار،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 تیر 1392 توسط محمد عزیزیان

                                                                THE CROODS                          



انیمیشن کرودز ساخته kirk demicco وchris sanders  ومحصول کمپانی دریم ورکسه که تونست با بودجه 157 میلیون دلاری حدود570 میلیون دلار فروش کنه.

داستان فیلم درباره یه خونواده قدیمیه(وقتی میگم قدیمی منظورم مال 200 یا 300 سال پیش نیست منظورم زمان انسانای نخستینه)که نود درصد اوقاتشونو به خاطر موجودات خطرناک توی یه غار توی تاریکی میگذرونن و بقیه ی زندگیشون در شکار،فرار ومخفی شدن خلاصه میشه از قضا اعضای خونواده بخصوص دخترشون(Eep) از این وضع راضی نیستن و طبق جمله ای که همون اول فیلم گفته میشه داستان فیلم راجب اینه که چطور این شرایط تغییر میکنه و این خونواده به زندگی جدیدی میرسن.
موضوع زندگی ابتدایی انسان و انسانای نخستین موضوعیه که کمتر توی انیمیشنا و حتی فیلم ها بهش توجه شده.
با توجه به بیشتر انیمیشنایی که امسال اکران شدن به نظرم بد نیست بگم که ساخته شدن این جور انیمیشنای با موضوع جدید بهتر از ساخته شدن قسمت های دوم و سوم وچهارم انیمیشناییه که قبلا معروف شدن چون اولا ساخته شدن انیمیشن جدید نیازمند تحقیقات بسیاریه که میتونه مطالب تازه ی بیشتری رو به مخاطب منتقل کنه.درواقع این مدل انیمیشن هزینه های بیشتری مثل همین تحقیقات و غیره رو نسبت به انیمیشنای قسمت دومی داره با وجود اینکه انیمیشن قسمت دومی فروش بیشتر و تضمین شده تری داره.

بیشتر جذابیت فیلم که هرکسی رو جذب میکنه اون زدوخوردها ودعواهای بین اعضای خانواده کرود بود مخصوصا موقع شکار کردن غذا که ادمو یاد بازی فوتبال امریکایی مینداخت و خیلی سرگرم کننده بود.
باید اینجا به موسیقی متن زیبای فیلم هم اشاره کنم که با فضا و حال و هوای فیلم کاملا سازگاری داشت.
نکته جذاب دیگه طراحی فضاها و بخصوص جونورای ماقبل تاریخی بود.توی این فیلم تونسته بودن با ترکیب شکل و شمایل حیوونای زمونه ی خودمون موجوداته چپ اندر چلاغ و اجق وجقی رو خلق کنن که البته اولین بار نیست که  همچین چیزی رو توی یه انیمیشن میبینیم مثل عکس پایین که یه سگ تمساحه!!!!
     
،ولی عجیب بود که بین این همه جک و جونور حیوونی رو که باید تو اون دوره زمونه میدیدیم یعنی دایناسورو ندیدیم .شاید دایناسوراقبل ظهور انسان روی زمین نسلشون منقرض شده بود باید بریم از متخصصای زمین شناسی بپرسیم!اینم از اون تحقیقاتیه که قبل از شروع ساخت فیلم لازمه.
حالا جدا از این جذابیتا قسمتای احساسی و درام هم توی فیلم وجود داشت که به نظرم نسبت صحنه های جذاب و دراماتیک به صحنه های جذاب کاملا مناسب بود.

فیلم به یه سری محدودیت های مردم عصر هجل هم اشاره میکرد.یکی از این اشارات "سکه" بود که در اون دوران هنوز به وجود نیومده بود و به قول معروف کسی هنوز اختراعش نکرده بود به خاطر این محدودیت کرود ها مجبور بودن به جای سکه برای شیر یا خط کردن از مادربزرگ خانواده استفاده کنن!!!!به این صورت که مادرجونو به سمت اسمان پرتاب میکردن اگه به کله اومد روی زمین شیر واگه به پشت رفت تو زمین خط محسوب میشه.
اینم از محدودیتاییه که انسان ابتدایی یه جوری کنار میزده.
یه چیز تعجب برانگیز فیلم قدرت بدنی و سخت جونی این کرودها بود که زیاد قابل باور نبود ولی خوب شاید همچین زوری زیاد برای انسانای نخستین غیر قابل باور نبوده،به هر حال انسانای اون موقع غذای مقوی و سالم میخوردن مثل ما نبودن که مجبور باشن مرغ هورمونی بخورن یا گوشت الاغوبه جای گوسفند بهشون قالب کنن



جالب اینجا بود که خیلی سعی شده بود تا کرودها رو مثل حیوونا نشون بدن جدا از مسئله درندگی اونا موقع گرسنگی اون دختر کوچیکیشون بود که سعی نشده بود مثل حیوونا جلوه کنه بلکه کلا به حیوانات تغییر ماهیت داده بود

   متاسفانه ازش عکس با قیافه وحشی پیدا نکردم

اینم بگم که منتظر دیدن دوبله این فیلم نباشینا با اینکه هیچ صحنه ی نامناسبی نداره ولی به خاطر لباسای ماقبل تاریخیشون خیلی باید سانسور بشه که بعید میدونم بیاد تو بازار.

یه سوال:
              یه خونواده ماقبل تاریخی به حیوونی که نمیخوردش چی میگه؟
              1-حیوون خونگی                          2- فرزند


(اگه فیلمو دیده باشید حتما میتونید به این سوال جواب بدین)




برچسب ها: نقد انیمیشن کرودز، کرودز،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 تیر 1392 توسط محمد عزیزیان
File:Monsters University poster 3.jpg

انیمیشن «دانشگاه هیولاها» در اولین هفته اکران در سینماهای آمریکای شمالی با ۸۲ میلیون و ۴۰۰ هزار دلار در رأس فهرست پرفروشترین ها قرار گرفت. رقمی که تقریبا با فروش کل انیمیشن اپیک ساخت بلو اسکای برابری میکنه. «دانشگاه هیولاها» محصول جدید کمپانی پیکسار است که از تاریخ ۲۱ ژوئن اکران خود را در ۴۰۰۴ سینمای آمریکای شمالی آغاز کرده است. در این قسمت از انیمیشن «دانشگاه هیولاها»‌ مایک و سالی ماجراهای تازه ای را در دانشگاه آغاز می کنند. فیلم به کارگردانی «دن اسکلنتون» بر اساس فیلمنامه ای به قلم «رابرت ال بایرد»‌ است. من تعجب کردم وقتی این اسامی رو دیدم چون هیچکدوم از سازندگان قبلی این انیمیشن مثل پیت داکتر "کارگردان قسمت اول"یا جان لستردر جمع عواملش حضور ندارن امیدوارم با این اوصاف کیفیت ساختش نسبت به قسمت قبلی کمتر نشه.
«بیلی کریستال» ،‌«جان گودمن» و «استیو بوسمی» گویندگان این انیمیشن هستند.


فراراز سیاره زمین

فرار از سیاره زمین   Escape from Planet Earth (تریلر)

این انیمیشن زیباکه محصول سال 2013 امریکاست به کارگردانی Cal Brunker  ساخته شده .داستان جالبی داره :راجب دوتا برادره که از فضا وارد سیاره تاریکی یابه قول خودشون"DARK PLANET"میشن که برای همه فضایی ها حکم عزرائیلو داره وهرچی فضایی تاحالا به این سیاره رفته دیگه برنگشته.حالا چرا؟  ...     چون یه ژنرال آمریکاییِ استعمارگرِ صهیونیست(همینی که توی عکس پایین میبینید) اینارو زندانی میکنه و از تکنولوژی و هوششون سوءاستفاده میکنه
و جالب اینجاست که توی این انیمیشن کل فناوری هایی که انسان ها به دست اوردن(مثل:موبایل،اینترنت و....)توسط همین فضاییها ساخته شده و این ژنرال به بقیه فروختشون به کسایی مثل:


                            GOOGLE        
     Eric Schmidt, Sergey Brin, and  Larry Page     

                              PIXAR   
                        John Lasseter   

                                  APPLE         
                               Steve Jobs    

شوخیای باحالی با ادمای معروفی مثل اینا کردن بیچاره حتما بدن استیو جابز تو قبر لرزیده.
راستی به غیر از این عکسا،عکس" Mark Zuckerberg"سازنده- ف ر س ب و غ - هم توی فیلم بودکه به دلیل مسائل سانسوری و ممیزی دراینجا نمیزارمش

رالف خرابکار
درمورد دوبله های رالف خرابکار هم یه کم صحبت میکنم چون 2500 چوق بابتش دادم و به خاطر اینکه پولی ته جیبم نموند مجبور شدم با تاکسی خداحافظی کنم و نزدیک 8کیلومتر رو با خط یازده بپیمایم.

دوبله کوالیما واقعا سینک زیاد جالبی نداشت و این کاملا معلوم بود. تقریبا همه جمله ها از دهن کاراکترا رد میشدن ولی از جهاتی هم دوبله خوبی بود مثلا انتخاب آقای زند به جای فلیکس یا خانم زهره شکوفنده به جای کالهون.انتخاب خانم مهوش افشاری هم به جای ونلوپه راضی کننده بود.
رالف رو شایان شامبیاتی یه خورده لطیف و مهربون گفته بود که توی اون روایتای اول فیلم که رالف راجب خودش حرف میزد به خوبی مشخص بود و این یه کم با کاراکتر رالف توی اولای قصه مغایرت داشت البته این نسبت به توی دوبله گلوری که کلا کاراکترو تغییر داده بودن و به یه کاراکتر "غولِ خنگ"تبدیلش کرده بودن بهتر بود.




برچسب ها: دانشگاه هیولاها، فراراز سیاره زمین، دوبله رالف خرابکار،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 تیر 1392 توسط محمد عزیزیان


مدتی پیش انیمیشن نگهبانان قصه ها توسط موسسه هنرنمای پارسیان با دو دوبله(به قول خودشون)جذاب و متفاوت عرضه شد.یکی از دوبله ها به مدیریت خانم ناهید امیریان ودوبله شده در استودیو کوالیما ودیگری دوبله شده توسط انجمن گویندگان جوان به مدیریت مهرداد رئیسی بود. توی این پست نیم نگاهی به این دو دوبله می اندازیم.

اول میرم سراغ موضوع باند ومسائل فنی:

توی دوبله کوالیما صدای خنده های زبان اصلی زیر صدای دوبله شنیده میشد که یه کم ناجور بود که این مشکلو توی خیلی از انیمیشنا میبینیم.خوشبختانه توی دوبله گلوری این مشکل نبود.
یه مسئله دیگه که میخوام بهش اشاره کنم صدای دختریه که  جک رو صدا میزد ودرواقع خواهر جک بود و هی صدا میزد:جک.........جک.این صدا توی دوبله کوالیما خیلی واضح و روشن شنیده میشد درصورتی که باید یه کم مبهم و نامفهوم می بود وحتما یه افکت صوتی نیاز داشت.این مشکل هم توی دوبله گلوری وجود نداشت.

میریم سراغ دیالوگ نویسی ودیالوگ ها:
بعضی دیالوگا توی دوبله کوالیما بود که نسبت به زبان اصلی کاملا تغییر کرده بود و بعضی دیالوگا هم توی دوبله گلوری بود که کاملا تغییر کرده بود وکمتر جمله ای بود که توی هر دو دوبله یکسان باشه،این نشون دهنده اینه که چقدر از دیالوگا در جهت ترجمه،سینک،جالب کردن و......تغییر می کنه چندتا مثال دراین مورد میزنم:جمله ای بود که بابانوئل هنگامی که با خرگوشه وبقیه سوار سورتمش میشد به خرگوش میگفت،جمله هه این بود:
-کمربندتو ببند
-این سورتمه که کمربندنداره
-کمربندشلوارتو گفتم
جمله ی قرمز توی دوبله گلوری اینه:
-جهت خالی نبودن عریضه گفتم

من ازجمله ی کوالیما بیشتر خوشم اومد و یکی دیگه هم که همین بابانوئل میگفت این بود که
-مرد تاریکی اومده میتونم توی شکمم حسش کنم
دوبله گلوری:
-تارین اومده به دلم افتاده
توی زبان اصلی جمله ی کوالیما گفته میشه که به نظرم بهتره چون یارو به شکمش اشاره میکنه نه دلش.
و یه نکته راجب ری-اکشن های کار بود که انجمن بیشتر از کوالیما بهشون توجه داشتن. توی کوالیماخیلی ری-اکشن ها درست گفته نمیشد.که این مشکلو توی خیلی از کارای انیمیشن سندیکایی ها میبینیم.

وفاداری به زبان اصلی:
همونطور که دربالا گفتم جمله های تغییریافته توی هردودوبله تقریبا مساوی بود ولی به دلایلی میتونم بگم دوبله کوالیما وفاداری بیشتری به زبان اصلی داشت.چرا؟الان عرض میکنم
تودوبله انجمن خیلی از اسامی کاراکترها تغییر کرده بود مثل جک فراست که به "سردین" تغییر کرده بود یا مرد تاریکی که به تارین تغییر کرده بود یاسندی به خوابان و......،به نظرم اصلا لزومی نداشت که اسامی رو تغییر بدن که کار خودشونم برای سینک کردن سخت تر بشه،نمیدونم چرا اصرار بر این کار داشتن
یه چیز دیگه ماه بود ماه درواقع توی این انیمیشن یه شخصیت مهم بود که هیچ اسمی ازش برده نشده بود وبه جاش از کلمه نور استفاده کرده بودن(شاید به خاطر مسائل ممیز بوده ولی توی دوبله کوالیما که این کار انجام نشده بود)
یِتی ها یا همون غول بیابونی های پشمالو توی دوبله کوالیما به زبون ادمی زاد حرف میزدن ولی توی دوبله گلوری حرف نمی زدن و به زبون من دراوردی خودشون حرف میزدن.در نسخه اصلی هم همینطور بود .پس اگه از نظر وفاداری به متن به قضیه نگاه کنیم دراین موردکار درستو گلوری کرده بود.

و میرسیم به بخش انتخاب صداها:

جک  فراست یا سردین:صداهای انتخاب شده برای این کاراکتر هردو خوب بودن و به سختی میتونم بگم کدوم بهتر بود ولی اگه بخوام صدای مناسب ترو انتخاب کنم میتونم بگم دوبله انجمن . شاید صدای کسری کیانی توی دوبله کوالیما براش یه کمی بزرگ تر بودولی مسلما تکنیک و گویندگی کسری کیانی خیلی بهتر بود.

بابانوئل یا همون سانتا کلاز خودمون(!!!!):بازم برای این کاراکتر صداهای انتخاب شده درهردو دوبله خوب بود ولی متاسفانه اون گویشی که توی دوبله انجمن برای این کاراکتر انتخاب کرده بودن واقعا نامناسب بود اما صدا مناسب بود ولی خنده های آقای عرفانی یه چیز دیگست.

خرگوش عید یا همون ایستر بانی خودمون:بازم هردو صدا خوب بودن ولی یه حرفی توی این نقش دارم:
این کاراکتر ،شخصیت یه جنگجوی بامزه وپشمالوهه که زمانی که براساس اتفاقاتی اندازش کوچک میشه اون قسمت بامزه وپشمالو بودنش بیشتر نمایان میشه برای همین برای اون قسمت یه تغییری در تن صدای دوبلور لازم بود که توی دوبله کوالیما این اتفاق افتاده بود ولی توی دوبله انجمن اقای رئیسی این کارو نکرده بودن.

فرشته دندون:من از صدای خانم غزنوی روی این کاراکتر بیشتر خوشم اومد با تفاوتی اندک نسبت به دوبله انجمن ولی چیزی بود که توی هیچ کدوم از دوبله ها ندیدم.اینکاراکتر یه انرژی خاصی درونش بود وهمیشه یه تکون های سریعی داشت که این تکون ها باعث میشد یه کمی سریع و کمی هم بریده بریده حرف بزنه که من اینو توی صدای خانم غزنوی بیشتر دیدم ولی بازم اونی میخواستم نبود.

مردتاریکی:بازم هر دو صدای هومن خیاط انجمن و اقای سعیدمظفری توی دوبله کوالیما خوب بودن ولی صدای اقای مظفری یه چیز جدید بود.

جِیمی:هم صدای خانم افری وهم خانم امیریان برای اون پسر بچه مناسب بود.

در کل انتخاب صداهای هر دو دوبله خوب بود،از هر دو مدیر دوبلاژ و گویندگان کار تشکر می کنم . امیدوارم کارای خوب هر روز توی کشورمون بیشتر وبیشتر بشن.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دوبله سومی هم از این انیمیشن وجود داره که به مدیریت آقای اشکان صادقی در گروه آواژه دوبله شده،متاسفانه من این دوبله رو ندیدم وگرنه درباره اون هم مطالبی می نوشتم برای همین از رئیسان ویدئو رسانه های کشور می خوام که حالا که امکان اینکه چند تا دوبله رو در دی وی دی ها قرار بدن هست از این به بعد هر چهار پنج تا دوبله ی گروه های مختلف انیمیشنارو توی دی وی دی ها قرار بدن که دوبله همه گروه ها دیده بشن.
----------------------------------------------------------
راجب خود انیمیشنم یکم صحبت کنم:
اکرانش تو سال 2012 بود.نامزد گلدن گلوب شد ولی برنده نشد. به نظر من توی انیمیشنای پارسال یکی رالف خرابکار و یکی همین ظهور نگهبانان بهترینا بودن ولی نگهبانان که از جایزه بی نصیب موند.فیلمنامش خیلی قوی بود پسری که جلوی مرگش توسط نیرویی ماورایی گرفته میشه ولی هیچکس اونو نمیبینه وبرای مردم نامرئیه و اون نمیدونه چرا باید این اتفاق باید برای اون میوفتاد ولی بعد می فهمه که برانگیخته شده تا از ارزوها و رویاهای بچه ها دربرابر ناامیدی وترس محافظت کنه.درواقع این فیلم از یه دید دیگه ای به بچه ها و اعتقادات بچگی نگاه می کرد که من خوشم اومده بود.



برچسب ها: دوبله ظهورنگهبانان، نقد دوبله های نگهبانان قصه ها،
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 خرداد 1392 توسط محمد عزیزیان
سلام
تو این پست همونطورکه از وجناتش معلومه،مشخصه که راجب چی هست.
برای من مدتی سوال بود که تهیه کننده فیلم دقیقا چیکارمیکنه. میدونستم که کار کلیش تامین سرمایه فیلم و این حرفاست ولی میخواستم بدونم دقیقا چه کارای دیگه ای انجام میده حالا برای شما هم این مطلبو گذاشتم شاید براتون جالب باشه،درضمن به اطلاعاتتونم افزوده میشه
.

تهیه‌کنندهٔ (producer)فیلم کسی است که شرایط را برای درست کردن فیلم‌ فراهم می‌کند. راه‌اندازی، هماهنگ‌سازی، رسیدگی و کنترل کارهایی از جمله جمع‌آوری پول مورد نیاز، به‌کارگیری افراد کلیدی (یعنی انتخاب کارگردان وبقیه عوامل حیاتی فیلم)و این‌گونه کارها بر عهدهٔ تهیه‌کننده‌است. تهیه‌کننده در تمام مراحل فرآیند فیلم‌سازی و برنامه سازی از توسعه تا تکمیل پروژه، نقش دارد.

در فرایند برنامه سازی رادیویی و تلویزیونی ، کلیدی ترین نقش را تهیه کننده اجرا می کند بر خلاف فیلم سازی سینمایی و تلویزیونی که در آن وظیفه ی مهم تشکیل فرم و ساختار فیلم اساسا متکی به دانش و خلاقیت کارگردان است .

در نیمهٔ نخست قرن بیستم، تهیه‌کنندگان می‌بایست ادارهٔ کنترل هنری فیلم را هم انجام می‌دادند. در ایالات متحده با کنار گذاشتن دستگاه استودیویی هالیوود در دههٔ ۱۹۵۰، کنترل هنری کار بر عهدهٔ دستیاران کارگردان گذاشته شد.


این قسمت مخصوص تهیه کننده های فیلمای تلویزیونیه:

تهیه‌کننده تلویزیونی نقش اولیهٔ کنترل تمام جنبه‌های تولید را به عهده دارد، از ایده اولیه برنامهٔ تلویزیونی گرفته تا استخدام بازیگر و نظارت بر فیلم‌برداری و نظارت بر درستی مطالب محتوای برنامه. اغلب تهیه‌کننده است که مسئول کیفیت برنامه محسوب می‌شود و بقا و دوام برنامه تلویزیونی به کار او بستگی دارد، البته نقش تهیه‌کننده از یک برنامه به برنامه دیگر، یا از یک سازمان به سازمان دیگر، فرق می‌کند و کم و زیاد می‌شود. بعضی از تهیه‌کننده‌ها بیشتر نقش اجرایی، یا مدیر عامل، را به عهده می‌گیرند. این عده فکر برنامه‌های جدید را می‌پرورانند و آن را متناسب با شبکهٔ خاص تنظیم می‌کنند. بعد از آن که شبکه مورد نظر ایده آن‌ها را پذیرفت، آن‌ها متمرکز می‌شوند بر جنبه‌های اقتصادی کار، مثل بودجه‌ریزی و قرارداد. سایر تهیه‌کنندگان با کار روزمره تولید درگیر می‌شوند، و در کارهایی مثل نوشتن فیلم‌نامه، طراحی صحنه، انتخاب بازیگر، و حتی کارگردانی هم شرکت می‌کنند.

تعطیلات به کام..............حالشو ببرید
فقط تو تابستون زیاد تواینترنت نچرخین که سرتون گیج میره



دنبالک ها: منبع،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 خرداد 1392 توسط محمد عزیزیان

                               

منبع:وبسایت خبری تحلیلی پارسی گویان

توسط نیروان غنی پور

 آغاز آشنایی و علاقه ات به دوبلاژ از چه زمانی بود؟

 دوبله از نوجوانی همراهم بود. ما در دهه 60 بودیم که تنگاتنگ و در ارتباط با دوبله به خاطر پخش بسیاری از آثار کارتونی و سینمایی از تلویزیون بود. من از اول به دوبله علاقه داشتم ولی نمی دانستم دوبله چی هست؟ تا این که در سال 72 برای تماشای نمایشی به نام «توی این خونه چه خبره؟!!» به تئاتر گلریز رفتم که در آن زنده یاد منوچهر نوذری، آقای حسین عرفانی و خانم شهلا ناظریان بازی داشتند. آن زمان به تئاتر و سینما بسیار علاقه مند بودم و تئاتر هم خیلی کار می کردم البته منظور از کار کردن در همان حوزه مدرسه بود نه به شکل حرفه ای. وقتی که در 13 فروردین سال 72 به تئاتر گلریز رفتم، به دوبله علاقمند شدم. 15-14 سالم بود که این گویندگان را دیدم و احساس کردم که با دیگر بازیگران تفاوت غالبی دارند. این تفاوت در نوع و جنس صدای آنها بود که در سایر بازیگران آن دهه این نکته را نمی دیدم و مدام به مقایسه می پرداختم. خیلی جذب این قضیه شدم. بعد در همان دوران با آقای نوذری چند باری ملاقات داشتم و برای آشنایی نزدیک با دوبله بسیار پیگیر بودم. از فروردین تا مرداد 72 مقطعی بود که مصادف شد با چاپ شماره ویژه دوبله توسط «مجله فیلم» و آتش علاقه نسبت به دوبله بیشتر از قبل جانم را سوزاند. آن شماره ویژه تأثیر زیادی گذاشت و خیلی از وجوه را برایم روشن کرد. در آن جا با آقای ذوق و استعداد یعنی زنده یاد ناظریان آشنا شدم. نمونه مرد تمام عیارم ایرج ناظریان بود و شاهزاده سوار بر اسب سفید و جوان خوش تیپ و با ذوق آقای ژرژ پطروسی بود که خدا را شکر امروز هم در میان مان هستند و این توفیق را داشتم که در کنارشان گویندگی کنم. آشنایی ام با دوبلاژ از طریق مطالعه مجله به شکل کامل مسیر زندگی ام را تغییر داد. درست و غلط نمی دانم شاید اگر نبود در آینده مغازه دار یا بازاری یا کارمندی، چیزی می‌شدم. بعد مسئله کلاس های آقای داریوش کاردان در سال 74 پیش آمد که چون هنوز به سن قانونی نرسیده بودم نمی توانستم جذب تلویزیون یا سندیکا شوم. این کلاس ها در مرکز سروش برگزار می‌شد و به خاطر این که شاکله صنفی نداشت، دیگر برگزار نشد. قرار شد که من لیسانسم را بگیرم تا شرایط حضورم در سازمان صدا و سیما و سندیکای (انجمن) گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم مهیّا شود. به همین دلیل ریاضی خواندنم منتهی شد به مهندسی؛ مهندسی کامپیوترم را به خاطر این که وارد دوبله شوم گرفتم.

 پس تحصیلات دانشگاهی و مهندسی کامپیوتر مسئله ات نبود؟

 نه؛هر رشته ای قبول می شدم بی معطلّی می رفتم، تنها مسئله ام  ورود به سازمان بود. خواست خدا بود که من مهندسی کامپیوتر قبول شدم چون بعد ها خیلی به کارم آمد.

 در کلاس های داریوش کاردان آموزش خاصی بود؟ شما را به عنوان استعداد خاصی شناسایی کردند؟

 نه؛ هیچ وجه خاصی نداشت آموزشی برای همه بود. در 17-16 سالگی صدایم ویژگی خاصی نداشت. از 17سالگی تا جایی که مردم من رو بشناسند 10 سال طول کشید و کلّی تجربه در این مدّت به شکل تجربی کسب کردم. در زمان دانشجویی هم خیلی پیگیر دوبلاژ بودم و توجهی به واحدهای درسی نداشتم برای همین گرفتن مدرک کارشناسی خیلی سخت برایم تمام شد. سال 77 رفتم دانشگاه و چیزی در حدود 7 سال لیسانسم طول کشید! هم زمان به استودیوهای خارج از تلویزیون که زیر نظر سندیکا بود سر می زدم تا خبری از آزمون جذب گوینده بگیرم اما در این حد فاصل سازمان برنامه ای برای برگزاری آزمون نداشت. سپس شخص آشنایی را جور کردم تا از جانب او داخل سازمان و بخصوص واحد دوبلاژ شوم. ایشان فرمی به من داد برای استخدام رسمی و من آن فرم را پاره کردم که اگر آن را پاره نمی کردم الان سابقه کاری 10-12ساله داشتم. بعد خیلی جدّی اُفتادم در جریان دانشگاه چون مشروط شده بودم و دیدم که اگر دانشگاه را رها کنم همه چیز خراب می شود و مدرکی هم نخواهم داشت. برای همین فرصت آزمون سال 80 را هم به خاطر مشروطیتم از دست دادم.

ادامه در ادامه مطلب.....




ادامه مطلب
برچسب ها: مصاحبه با حامدعزیزی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 اردیبهشت 1392 توسط محمد عزیزیان



قسمت دوم انیمیشن من نفرت انگیز امسال در تاریخ4 ژوئن به اکران در می اید.
برای دیدن تریلرهای مختلفی که تا حالا از این انیمیشن منتشر شده به پایین مراجعه کنید

تریلر اول

تریلردوم
تریلرسوم

عاشق این مینیونام یا به قول دوبله گلوری "جیقیل ها"!!! خیلی باحالن اصلا نصف جذابیت فیلم به خاطر همیناست

خبرهایی راجب حضور آل پاچینو بازیگر معروف امریکایی در این انیمیشن مطرح بود (که توی تریلر شوم هم اسمش نوشته شده بود)که بعد از مدتی خبرهای دیگه ای حاکی از جدا شدن این بازیگر از عوامل این فیلم پخش شد.ظاهرا جناب پاچینو به دلیل اختلاف عقیده با سازندگان «من نفرت انگیز2» از همکاری با آن سرباز زده اند. ظاهراً او و کارگردان فیلم نتوانسته اند بر سر نوع ارائه کاراکتر ادواردو با یکدیگر به توافق برسند.چه موضوع مهم و حساسی. واقعا!!!!!


             تیریپت منو کشته جناب پاچینو!!!!




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392 توسط محمد عزیزیان


زندگی پای یا همون LIFE OF PI نام فیلمی ساخته 2012 به کارگردانی انگ لی کارگردان تایوانی است که توی این پست به بحث راجب این فیلم میپردازم.

اول راجب اسم فیلم یه شفاف سازی بکنم که PI در این فیلم که اسم نقش اصلی فیلم هست همون عدد پی یا \pi یا ....۳/۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵ خودمونه پس اگه بخوایم اسم فیلمو ترجمه کنیم بهتره بگیم "زندگی پی" نه "زندگی پای"
(این خارجی ها که ریاضی درست حسابی بلد نیستن دیگه به عدد پی هم بگن پای نباید انتظاری ازشون داشت.)

داستان فیلم مثل خیلی از فیلمای دیگه برگرفته از کتابی به همین نام هست نوشته یان مارتل.
اولای داستان ،فیلم مثل یه فیلم اجتماعی که داستان زندگی یک فرد رو از اول تا اخر زندگیش روایت میکنه به نظر میاد ولی بعد داستان فیلم کلا به یه سمت دیگه میره و قسمت اعظم فیلم به ماجرای ببر و پسری که توی عکس بالا میبینید مرتبط میشه.
در بیست دقیقه اول فیلم کارگردان نقش اصلی رو با تمام ادیان روی زمین اشنا میکنه و اونو به یه چالش مذهبی_عقیدتی میکشونه . پسر یا همون پی با تمامی ادیان مسیحیت،اسلام وهندو اشنا میشه و به سمت اونا جذب میشه.از این رو میشه فیلم رو یه فیلم عقیدتی به حساب اورد.درواقع این داستان رو پی در موقع میانسالی که تمام حوادث زندگیش تمام شده برای شخصی تعریف میکنه به امید اینکه اون شخص با شنیدن داستان زندگیش به خدا ایمان بیاره.

داستان هیجان انگیز و جذب کننده فیلم زمانی شروع میشه که این پسر با ببری درنده توی یه قایق وسط اقیانوس گیر میوفته ، تلاش این پسر برای زنده موندن و رام کردن این ببر صحنه های جذابی رو برای فیلم خلق میکنه.اهمیت جلوه های ویژه فوق العاده طبیعی فیلم رو نمیشه در این صحنه ها دست کم گرفت.

 پی این ببر رو ریچارد پارکر خطاب میکنه که طبق داستان این به این دلیل است که طی اشتباهی چاپی اسم ببر و صیاد آن جابجا شده است و نام انسانیِ ریچارد پارکر برروی ببر گذاشته شده.این کلک بسیار زیرکانه ی کارگردان است برای اینکه مخاطب به طور ناخوداگاه ببر را مثل یک انسان و دارای احساسات انسانی بپندارد و در طول داستان کم کم رابطه ای عاطفی را بین پسر و ببر حس کند ولی برعکس خیلی فیلم ها توی زندگی پی حیوون ها هیچ احساس و رحم و مروتی نسبت به هیچ کسی ندارند .ببر در پایان سفر دریاییش خیلی راحت پی رو درحال مرگ رها میکنه.اگه فیلمو دیده باشید حتما توی این صحنه خیلی ناراحت شدین ولی حقیقت زندگی همینه دیگه کاریش نمیشه کرد.

زندگی پی در مراسم اسکار در 11 بخش از جمله بهترین فیلم نامزد شده بود که به دلایلی کاملا مشخص نتوانست از ارگو پیشی بگیرد.زندگی پی با ۴ جایزه در بخش های بهترین جلوه های ویژه ، فیلمبرداری ، موسیقی متن و کارگردانی موفق ترین فیلم در این جشنواره بود.

به زودی با مطلبی پیرامون بررسی انیمیشن تهران1500 خدمتتون میرسم

نویسنده:محمدعزیزیان



برچسب ها: زندگی پی، life of pi،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط محمد عزیزیان
(تعداد کل صفحات:8)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ ... ]  

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic