طرفداران هنر دوبلـــــــه و انیمیشن
در رابطه با موضوع دوبله و هنر و بعضی وقت ها هم چیزهایی دیگر

                               

منبع:وبسایت خبری تحلیلی پارسی گویان

توسط نیروان غنی پور

 آغاز آشنایی و علاقه ات به دوبلاژ از چه زمانی بود؟

 دوبله از نوجوانی همراهم بود. ما در دهه 60 بودیم که تنگاتنگ و در ارتباط با دوبله به خاطر پخش بسیاری از آثار کارتونی و سینمایی از تلویزیون بود. من از اول به دوبله علاقه داشتم ولی نمی دانستم دوبله چی هست؟ تا این که در سال 72 برای تماشای نمایشی به نام «توی این خونه چه خبره؟!!» به تئاتر گلریز رفتم که در آن زنده یاد منوچهر نوذری، آقای حسین عرفانی و خانم شهلا ناظریان بازی داشتند. آن زمان به تئاتر و سینما بسیار علاقه مند بودم و تئاتر هم خیلی کار می کردم البته منظور از کار کردن در همان حوزه مدرسه بود نه به شکل حرفه ای. وقتی که در 13 فروردین سال 72 به تئاتر گلریز رفتم، به دوبله علاقمند شدم. 15-14 سالم بود که این گویندگان را دیدم و احساس کردم که با دیگر بازیگران تفاوت غالبی دارند. این تفاوت در نوع و جنس صدای آنها بود که در سایر بازیگران آن دهه این نکته را نمی دیدم و مدام به مقایسه می پرداختم. خیلی جذب این قضیه شدم. بعد در همان دوران با آقای نوذری چند باری ملاقات داشتم و برای آشنایی نزدیک با دوبله بسیار پیگیر بودم. از فروردین تا مرداد 72 مقطعی بود که مصادف شد با چاپ شماره ویژه دوبله توسط «مجله فیلم» و آتش علاقه نسبت به دوبله بیشتر از قبل جانم را سوزاند. آن شماره ویژه تأثیر زیادی گذاشت و خیلی از وجوه را برایم روشن کرد. در آن جا با آقای ذوق و استعداد یعنی زنده یاد ناظریان آشنا شدم. نمونه مرد تمام عیارم ایرج ناظریان بود و شاهزاده سوار بر اسب سفید و جوان خوش تیپ و با ذوق آقای ژرژ پطروسی بود که خدا را شکر امروز هم در میان مان هستند و این توفیق را داشتم که در کنارشان گویندگی کنم. آشنایی ام با دوبلاژ از طریق مطالعه مجله به شکل کامل مسیر زندگی ام را تغییر داد. درست و غلط نمی دانم شاید اگر نبود در آینده مغازه دار یا بازاری یا کارمندی، چیزی می‌شدم. بعد مسئله کلاس های آقای داریوش کاردان در سال 74 پیش آمد که چون هنوز به سن قانونی نرسیده بودم نمی توانستم جذب تلویزیون یا سندیکا شوم. این کلاس ها در مرکز سروش برگزار می‌شد و به خاطر این که شاکله صنفی نداشت، دیگر برگزار نشد. قرار شد که من لیسانسم را بگیرم تا شرایط حضورم در سازمان صدا و سیما و سندیکای (انجمن) گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم مهیّا شود. به همین دلیل ریاضی خواندنم منتهی شد به مهندسی؛ مهندسی کامپیوترم را به خاطر این که وارد دوبله شوم گرفتم.

 پس تحصیلات دانشگاهی و مهندسی کامپیوتر مسئله ات نبود؟

 نه؛هر رشته ای قبول می شدم بی معطلّی می رفتم، تنها مسئله ام  ورود به سازمان بود. خواست خدا بود که من مهندسی کامپیوتر قبول شدم چون بعد ها خیلی به کارم آمد.

 در کلاس های داریوش کاردان آموزش خاصی بود؟ شما را به عنوان استعداد خاصی شناسایی کردند؟

 نه؛ هیچ وجه خاصی نداشت آموزشی برای همه بود. در 17-16 سالگی صدایم ویژگی خاصی نداشت. از 17سالگی تا جایی که مردم من رو بشناسند 10 سال طول کشید و کلّی تجربه در این مدّت به شکل تجربی کسب کردم. در زمان دانشجویی هم خیلی پیگیر دوبلاژ بودم و توجهی به واحدهای درسی نداشتم برای همین گرفتن مدرک کارشناسی خیلی سخت برایم تمام شد. سال 77 رفتم دانشگاه و چیزی در حدود 7 سال لیسانسم طول کشید! هم زمان به استودیوهای خارج از تلویزیون که زیر نظر سندیکا بود سر می زدم تا خبری از آزمون جذب گوینده بگیرم اما در این حد فاصل سازمان برنامه ای برای برگزاری آزمون نداشت. سپس شخص آشنایی را جور کردم تا از جانب او داخل سازمان و بخصوص واحد دوبلاژ شوم. ایشان فرمی به من داد برای استخدام رسمی و من آن فرم را پاره کردم که اگر آن را پاره نمی کردم الان سابقه کاری 10-12ساله داشتم. بعد خیلی جدّی اُفتادم در جریان دانشگاه چون مشروط شده بودم و دیدم که اگر دانشگاه را رها کنم همه چیز خراب می شود و مدرکی هم نخواهم داشت. برای همین فرصت آزمون سال 80 را هم به خاطر مشروطیتم از دست دادم.

ادامه در ادامه مطلب.....




ادامه مطلب
برچسب ها: مصاحبه با حامدعزیزی،
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 اردیبهشت 1392 توسط محمد عزیزیان
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic